شمارهٔ ۷۶ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
در خاک مگر گمشده پیکان تو یابند
در بزم کسان، جانب من بینی و، ترسم؛
راز دلم از دیدن پنهان تو یابند!
گم شد مه کنعان، ز غم روی تو در مصر؛
بازش مگر از گوشه ی زندان تو یابند
ترسم شوی آزرده ز محرومی خلقی
از سینه ام آن روز که پیکان تو یابند!
عهد همه کس بشکنم امروز، که فردا
خواهم که مرا بر سر پیمان تو یابند
در حشر، نخیزند شهیدان محبت؛
از جا، مگر آن لحظه که فرمان تو یابند
از درد تو مرد آذر و، شاد است که اغیار
آن درد ندارند که درمان تو یابند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به یک معشوق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که دیگران ممکن است به دنبال نشانههایی از شهیدان یا یادگاری از معشوقش باشند، اما او نگران است که راز دلش را در جمع فاش کنند. او غم دوری معشوقش را با دلتنگی توصیف میکند و میترسد که به خاطر محرومیت خلق از محبت، دلگیر شود. شاعر همچنین به این میاندیشد که ممکن است از پیمانهای قبلی خود منصرف شود، اما در نهایت خواهان این است که در روز قیامت با معشوقش باشد. اشاره به درد و رنجی که تنها از عشق معشوق حاصل میشود، از دیگر نکات مهم این شعر است.