شمارهٔ ۸۶ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
جانم، از جانان حکایت میکند
عندلیب از گل روایت میکند
بینوا، افتاده از گلشن جدا
«از جداییها شکایت میکند»
خسروی از بخت برخوردار باد
کاو رعیت را رعایت میکند
میکشد هجرم، ولی گر قاصدی
از حما آید، حمایت میکند
آنکه میرنجد ز من، گاهی که غیر
پیش او از من سعایت میکند
عاقبت دردی کزو در دل مراست
در دل او هم سرایت میکند
از تغافل کشتن آذر خطاست
خندهای او را کفایت میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از دشواریهای جدایی شکایت میکند. وی با استفاده از نمادهایی مانند عنادل و گل به زیبایی عشق اشاره میکند. شاعر همچنین به قدرت و تاثیر عشق در زندگی اشاره میکند و به طور کلی موضوعاتی چون رنج، دلتنگی و درک متقابل را مورد بررسی قرار میدهد. در نهایت به راحتی و خنده به عنوان درمانی برای دردهای عاشقانه اشاره میکند.