نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند

غنچه از تنگدلی خنده فراموش کند

سخنی دارم و میگویم اگر گوش کند

گرچه پندی است که نشنیده فراموش کند

هوس ناله کنم، چون شنوم ناله ی غیر

بلکه یکره بغلط ناله ی من گوش کند

چون دهم جام بدستش چکنم کز سر جور

جام من ریزد و جام دگران نوش کند

آه کز جور تو امروز نشد آذر را

فرصت اینکه شکایت ز غم دوش کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات و دردهای درونی خود سخن می‌گوید. او به ناله مرغ قفس اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی به این ناله‌ها گوش دهد، غم و اندوه او باعث می‌شود که لبخند را فراموش کند. شاعر بیان می‌کند که در دلش چیزی برای گفتن دارد و اگر کسی به او گوش دهد، ممکن است نصیحتی باشد که آن را فراموش کرده‌اند. او همچنین به احساس درد و ناله اشاره می‌کند و می‌گوید که در دنیایی پر از غم و اندوه، فرصت شکایت از دردهایش را پیدا نکرده است. در نهایت، او به بی‌عدالتی و کمبود محبت در زندگی اشاره می‌کند.