نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - تاریخ جلوس ابوالفتح خان ابن کریم خان زند - (۱۱۹۳ ه.ق) آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چرا خون نگریم، چرا می ننوشم؟!

که رفت از جهان کسری و خسرو آمد!

پدر رفت و، آمد پسر لوحش الله؛

جهان از کرم خالی و مملو آمد

کریم اسم، شاه کردم پروری شد؛

سخن سنج ماهی، سخا پرتو آمد

ز گیتی ابوالنصر شاه کهن شد

بعالم ابوالفتح شاه نو آمد

ز خلقش، جهان رشک باغ جنان شد

ز جودش، گهر در شمار جو آمد

درین ماتم و سور جانسوز دلکش

که تاریخ را هر کسی پیرو آمد

رقم کرد آذر کز ایوان شاهی

برون رفت کاووس و کیخسرو آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تغییرات و تحولات عظیم در تاریخ و کیان انسانی پرداخته است. شاعر از رفتن شخصیت‌های بزرگ تاریخی مانند کسری و آمدن خسرو صحبت می‌کند و همچنین به تحولی که در مسند قدرت روی داده اشاره دارد. او پرده‌برداری از جایگاه‌های مختلف، از جمله پدر و پسر و دگرگونی در دنیا را به تصویر می‌کشد. احساس ماتم و شادی در این تغییرات به خوبی بیان شده و نشان‌دهنده تأثیر عمیق شخصیت‌های تاریخی بر جامعه و جهان است. شاعر به بزرگی و جنبه‌های انسانی پادشاهان اشاره کرده و از زیبایی و جود آنان سخن می‌گوید.