نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - تاریخ وفات درویش مجید علیه الرحمه (۱۱۸۶ ه.ق) آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حیف و صد حیف که از کجروشیهای سپهر

بسته بر ناقه اجل، محمل درویش مجید

چه بگلزار جهان دید که گردید خموش؟!

عندلیب بسخن مایل درویش مجید!

بود چون ابر گهرریز و، چو در دریا خیز

خامه و نامه، ز دست و دل درویش مجید

نوخطان، داده خط بندگی و کرده قبول؛

سر خطی از قلم قابل درویش مجید

چیده رضوان بجنان مجلس او را ز جهان

چرخ برچیده اگر محفل درویش مجید

بیمین رخت کشد از صف اصحاب شمال

گشت چون رحمت حق شامل درویش مجید

زیست نیکو و چو شد، ماند ازو نام نکو؛

از جهان است بس این حاصل درویش مجید

شد، چو از باد اجل کشتی هستیش شکست

ساحت خلد برین ساحل درویش مجید

در جوانی، ز جهان گشت روان سوی جنان

از جنان بود چو آب و گل درویش مجید

زد رقم از پی تاریخ وفاتش آذر:

«شده ایوان جنان منزل درویش مجید»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درویش مجید است که به خاطر کج‌روی‌های تقدیر از دنیا رفته و این دنیا را ترک کرده است. او به عنوان کسی با ویژگی‌های نیکو، چون ابر و دریا، توصیف شده و یاد و نامش در خاطرها باقی مانده است. درویش مجید در زندگی‌اش به خوبی‌های انسانی رفتار کرده و حال که از دنیا رفته، به بهشت راه یافته است. شاعر با حسرت از مرگ او سخن می‌گوید و بر این باور است که او به مقام بلندی دست یافته است. موتش را به عنوان یک فاجعه قلمداد کرده و بر نیکویی‌های او تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به یادبود او و تأثیرش بر دیگران اشاره می‌کند.