شمارهٔ ۴۵ - ماده تاریخ (۱۱۸۸ ه.ق) آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
به فرمان دارای ایران که بودش
به کف تیغ رستم، به سر تاج خسرو
کَرَمرَسم، سلطانِ جمشید پایه؛
کریم اسم، خاقانِ خورشید پرتو
شهِ زند، کز نام او زنده ماند؛
جهان کو به داد و دهش کرد مملو
کنون بندد اندر میان رشتهٔ در
کسی کو نبودش به کف خوشهٔ جو
یکی مسجد آراست از لطف ایزد
به شیراز کافگند بر نُه فلک ضو
چه مسجد، که سودی، گر امروز بودی؛
به خاکش لبِ جم، رخِ کی، سرِ زو
مگو هست زین گونه مسجد به گیتی
وگر دیگری گویدت هست، مشنو
پی ضبط تاریخ آن سال فرخ
فتادند دانشوران در تک و دو
رقم کرد کلکِ گهر سلکِ آذر:
«به شیراز وا شد درِ کعبهٔ نو»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف حکمرانی و شکوه ایران در زمانهای گذشته میپردازد. او از تیغ رستم و تاج خسرو یاد میکند و به رسم و آیین جمشید اشاره میکند. همچنین از شهری که نامش زنده است و ثروت و برکت به آن ارزانی شده سخن میگوید. به ویژه در شیراز، مساجد تازهای به لطف خداوند ساخته شده است و شاعر به تاریخنگاری آن سال فرخنده اشاره میکند که دانشمندان در آن زمان مشغول به ثبت وقایع و آثار ارزشمند شدند. در نهایت، شاعر به تاسیس یک کعبه جدید در شیراز اشاره کرده و بر اهمیت فرهنگی و تاریخی این شهر تاکید میکند.