نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ - و له قطعه آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چهل هندوانه، چو گوی ز برجد

که کردیش غلطان ز چوگان سیمین

نه هر یک سپهری و، از دانه هایش

سعود کواکب از آن همچو پروین

چو پستان شیرین، پرویز شترش

چو خون دل کوهکن صاف و رنگین

گمان سر دشمنان تو کردم

بسر گشتگان بسکه بودند سنگین

سراسر گرفتم بکف هر یکی را

دو نیم از ره کینه کردم بسکین

زهر یک، دو فیروزه گون جام پرخون

کشیدم بسر، تا شدم کام شیرین

الهی بود تا بود شادی و غم

محب تو شاد و، عدوی تو غمگین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویرسازی و توصیف زیبایی‌ها و تضادهای زندگی می‌پردازد. شاعر با تشبیهات مختلف، احساسات شادی و غم را کنار هم قرار می‌دهد. او از هندوانه‌ها به عنوان نمادی از زیبایی و زندگی، و از مسائل سنگین و دشواری‌هایی که دشمنان به وجود می‌آورند، یاد می‌کند. در انتها، شاعر آرزوی شادی برای دوستان و غم برای دشمنانش را مطرح می‌کند. به طور کلی، شعر نمایانگر پیچیدگی‌های عواطف انسانی و تأثیر آنها بر روابط است.