نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ - و له قطعه آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای صاحب مهربان که فیضت

برخرد و کلان رسیده دانی

جود خاص و سخای عامت

بر پیر و جوان رسیده دانی

وصف تو ز من بخلق عالم

پیدا ونهان رسیده دانی

بر من چه غم از ندادن ریع؟!

ز اهل برکان رسیده دانی

کشت املم، ز ظلم ایشان؛

باغی است خزان رسیده دانی

گفتم که: بگیر ریع من زود،

بر من چه زیان رسیده دانی

گفتی که: به صبر کوش و، کارم

از صبر به جان رسیده دانی

در دل گله از توام نه، اما

از دل به زبان رسیده دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خدای مهربان و بخشنده‌ای اشاره می‌کند که رحمت و لطف او به همه، چه بزرگ و چه کوچک، رسیده است. او در برابر مشکلات و بی‌عدالتی‌هایی که از طرف برخی افراد تجربه کرده، نگران نیست و به لطف خداوند ایمان دارد. شاعر تاکید می‌کند که اگرچه در دل گله‌مندی دارد، اما در کلامش از خداوند شاکر است و به صبر و تحمل توصیه شده است. در پایان، دلی پر از نارضایتی را بیان می‌کند، اما بر ایمان به صبر و زمان تأکید می‌ورزد.