شمارهٔ ۴۰ ازرقی هروی
ازرقی هروی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا بفضل و کرم یاد کرده از کارم
زیاد کرد تو بسیار شکرها دارم
خصایل تو سزاوار مدحتند همه
بجلوه کردن آن من رهی سزاوارم
چنان کنم بسعادت که تا کم از یکسال
بود قصاید مدح تو تاج اشعارم
چرا مدیح نگویم ترا ؟ که ناگفته
همی ز گنج سخای تو بهره بردارم
اگر خدای بخواهد به بخت من پس ازین
به مدحت تو سخن ز آفتاب بگذارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از بزرگی و کرم معشوق یاد کرده و بیان میکند که به خاطر ویژگیهای برجسته او، شایسته ستایش است. او به این نکته اشاره میکند که برای نشان دادن این صفات و مدح او در نظر دارد که تمام اشعارش را در این مسیر هدایت کند. شاعر همچنین تأکید میکند که به خاطر سخاوت معشوق، انگیزهای برای مدح او دارد و امیدوار است آیندهای پر از موفقیت و افتخار در ظل محبت او داشته باشد.