شمارهٔ ۵۸ ازرقی هروی
ازرقی هروی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای سخن زیر دست خامۀ تو
عقد لؤلؤست نظم نامۀ تو
خلق در سایۀ خرد باشد
خرد اندر حصار سایۀ تو
مایۀ صد ادیب بتراشند
ار بکاوند دست و جامۀ تو
کامۀ من بفضل خویش بجوی
که منم زنده بهر کامۀ تو
دل در اندام من نیاساید
گر برنجد بنان ز خامۀ تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی قدرت و زیبایی کلام و قلم است. شاعر به قلم میگوید که کلامش با ارزش و گرانبهاست و آن را همچون لؤلؤی درخشان میداند. او بیان میکند که خرد و اندیشهها در سایهی کلام قلم شکل میگیرند و بر این اساس، ادیبان بزرگ به واسطهی کلام و قلم خود میسازند. شاعر همچنین بیان میکند که او به خاطر نعمت قلم و کلامش زنده است و دلش نمیتواند از قلم بیخبر باشد، حتی اگر دردی از آن ناشی شود. در کل، شعر ستایشگر قلم و تاثیر آن بر زندگی و اندیشهاست.