نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

دفتر اول - قسمت اول — کشکول شیخ بهایی

شیخ بهایی / کشکول

فهرست شعرها

  • بخش اول - قسمت دوم — ابوالربیع زاهد به داود طائی گفت: مرا پندی ده. گفت: از دنیا روزه بگیر و افطارات را آخرت نه. از مردمان نیز چونان بگریز که از شیر شرزه.
  • بخش دوم - قسمت دوم — خبرم مپرس از من چو مقابل من آئی
  • بخش دوم - قسمت اول — افلاطون گفت: عشق نیروئی غریزی است که از وسوسه های خواستن و سایه های خیال عاید صورت طبیعی گردد. و دلیران را بزدلی آرد و بزدلان را دلیر کند و هر انسانی را خویی بخشد، که عکس خوی او بود.
  • بخش اول - قسمت اول — پروردگار یگانه و یاور را سپاس و درود وی بر سرورمان محمد و تبار او باد. اما بعد، پس از آن که من از تالیف کتاب «المخلاه » فارغ شدم - همان کتاب که از هر چیزی نیک ترین و شیرین ترینش را در خود دارد و در آغاز جوانی بدان پرداخته ام و آن را تکه تکه گرد کرده،
  • بخش سوم - قسمت اول — گر قسمت ما از تو جفا افتاده است
  • بخش چهارم - قسمت اول — در کامل پیرامن حوادث سال دویست و هشتاد و پنج آمده است که: در این سال، در بصره بادی وزیدن گرفت زرد، سپس سبز شد و پس از آن سیاه، بعد از آن باران پی درپی آمد و تگرگی بارید که هر دانه اش صد و پنجاه درم وزن داشت.
  • بخش پنجم - قسمت دوم — پاک بازم آرزوی دل نمیدانم که چیست
  • بخش پنجم - قسمت اول — گر ندارم از شکر جز نام بهر
  • بخش سوم - قسمت دوم — ای ماهتاب شبان تاری، از زمان دوری دمی خیالت رهایم نکرده و بغمانم فزوده است.
  • بخش چهارم - قسمت دوم — سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است