غزل شمارهٔ ۱۴ شیخ بهایی
شیخ بهایی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
الهی الهی، به حق پیمبر
الهی الهی، به ساقی کوثر
الهی الهی، به صدق خدیجه
الهی الهی، به زهرای اطهر
الهی الهی، به سبطین احمد
الهی! به شُبَّیر، الهی! به شُبَّر
الهی به عابد! الهی به باقر
الهی به موسی، الهی به جعفر
الهی الهی، به شاه خراسان
خراسان چه باشد! به آن شاه کشور
شنیدم که میگفت زاری، غریبی
طواف رضا، چون شد او را میسر:
من اینجا غریب و تو شاه غریبان
به حال غریب خود، از لطف بنگر
الهی به حق تقی و به علمش
الهی به حق نقی و به عسکر
الهی الهی، به مهدی هادی
که او مؤمنان راست هادی و رهبر
که بر حال زار بهائی نظر کن!
به حق امامان معصوم، یکسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درگاه خداوند دعا میکند و به واسطههای مختلفی چون پیامبر، اهل بیت (علیهمالسلام) و امامان معصوم اشاره میکند. او از خداوند طلب رحمت و کمک دارد و خود را در حال غریبی میبیند. در نهایت، به امید اینکه امام مهدی (عج) راهنمای مؤمنان باشد، از خدا میخواهد که به حال او و دیگران نظر کند و آنها را یاری دهد.