غزل شمارهٔ ۲ شیخ بهایی
شیخ بهایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خاک درت سرمهٔ ارباب بصارت
در تأدیت مدح تو خم، پشت عبارت
گرد قدم زائرت، از غایت رفعت
بر فرق فریدون ننشیند ز حقارت
در روضهٔ تو خیل ملایک، ز مهابت
گویند به هم مطلب خود را به اشارت
هر صبح که روح القدس آید به طوافت
در چشمهٔ خورشید کند غسل زیارت
در حشر، به فریاد بهائی برس از لطف
کز عمر، نشد حاصل او غیر خسارت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش خاک حرم و جایگاه ارادت و بندگی نسبت به آن میپردازد. او از عظمت و رفعت آن مکان سخن میگوید و بیان میکند که حتی بزرگانی همچون فریدون نیز در برابر آن ارادت و خضوع دارند. همچنین اشاره میکند که ملایک به خاطر شکوه این مکان، به احترام یکدیگر صحبت میکنند و روح القدس هر روز به زیارت آنجا میآید. در نهایت، شاعر از بیحاصلی زندگی بشری سخن میگوید و اینکه در روز قیامت به لطف خداوند امید دارد.