نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳ شیخ بهایی

شیخ بهایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به عالم هر دلی کاو هوشمند است

به زنجیر جنون عشق، بند است

به جای سدر و کافورم پس از مرگ

غبار خاک کوی او، پسند است

به کف دارند خلقی نقد جانها

سرت گردم، مگر بوسی به چند است؟

حدیث علم رسمی، در خرابات

برای دفع چشم بد، سپند است

پس از مردن، غباری زان سر کوی

به جای سدر و کافورم، پسند است

طمع در میوهٔ وصلش، بهائی

مکن، کان میوه بر شاخ بلند است

بهائی گرچه می‌آید ز کعبه

همان دردی کش زناربند است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم عشق و جنون اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که دل هوشمند همچنان در زنجیر عشق است. او بیان می‌کند که پس از مرگ، غبار خانه محبوب او به جای عطر و خوشبویی از سدر و کافور برایش پسندیده‌تر است. شاعر همچنین به قیمت جان‌ها و بازگشت به خرابات (مکانی که در آن به عشق و زندگی معنوی پرداخته می‌شود) می‌پردازد و می‌گوید که علم رسمی برای دفع چشم بد مورد استفاده قرار می‌گیرد. او همچنین به ناپایداری روابط و لذتی که در وصال معشوق وجود دارد، اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که طمع در عشق ممکن است دشواری‌هایی را به همراه داشته باشد. در نهایت، او تأکید می‌کند که حتی اگر بهایی در عشق پرداخت شود، باز هم درد و رنج آن قابل تحمل‌تر از نبودن عشق است.