نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ شیخ بهایی

شیخ بهایی / مثنویات پراکنده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

راه مقصد دور و پای سعی لنگ

وقت همچون خاطر ناشاد تنگ

جذبه‌ای از عشق باید، بی‌گمان

تا شود طی هم زمان و هم مکان

روز از دود دلم تاریک و تار

شب چه روز آمد ز آه شعله بار

کارم از هندوی زلفش واژگون

روز من شب شد، شبم روز از جنون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به دشواری‌های دستیابی به هدف و عشق می‌پردازد. او می‌گوید که راه از مقصود دور است و تلاشش با مانع‌هایی مواجه شده است. زمان مانند خاطره‌ای ناخوشایند تنگ و سخت می‌گذرد. برای عبور از این موانع و رسیدن به عشق، نیازی به جذبه‌ای از عشق دارد که او را در زمان و مکان پیش ببرد. روزها به خاطر غم و دلتنگی‌اش تاریک و شب‌ها به خاطر اشتیاق و دردش، روشن می‌شود. در نهایت، او از اثرات زلف محبوبش احساس عاطفی گیجی و جنون می‌کند که روز و شبش را به هم می‌ریزد.