نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ - علی سبیل التمثیل شیخ بهایی

شیخ بهایی / نان و حلوا / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود در شهر هری، بیوه زنی

کهنه رندی، حیله‌سازی، پرفنی

نام او، بی‌بی تمیز خالدار

در نمازش، بود رغبت بیشمار

با وضوی صبح، خفتن می‌گزارد

نامرادان را بسی دادی مراد

کم نشد هرگز دواتش از قلم

بر مراد هرکسی، می‌زد رقم

در مهم سازی اوباش و رنود

دائما، طاحونه‌اش در چرخ بود

از ته هر کس که برجستی به ناز

می‌شدی فی‌الحال، مشغول نماز

هرکه آمد، گفت: بر من کن دعا

او به جای دست، برمی‌داشت پا

بابها مفتوحة للداخلین

رجلها، مرفوعة للفاعلین

گفت با او رندکی، کای نیک زن

حیرتی دارم، درین کار تو من

زین جنابتهای پی‌درپی که هست

هیچ ناید در وضوی تو شکست

نیت و آداب این محکم وضو

یک ره از روی کرم، با من بگو

این وضو از سنگ و رو محکمتر است

این وضو نبود، سد اسکندر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شهر هری، بیوه‌زنی به نام بی بی تمیز خالدار زندگی می‌کرد. او رندی با مهارت بود و علاقه زیادی به نماز داشت. او همیشه با وضوی صبح می‌خوابید و به مردم کمک می‌کرد. چون هرگز قلمش خشک نمی‌شد و به دست هر کسی، نیکی می‌نوشت. هنگام مهمانی، او همیشه در حال آماده‌سازی بود و اگر کسی به او اشاره می‌کرد، فوری مشغول نماز می‌شد. وقتی کسی از او دعا می‌خواست، به جای دست، پا به دعا بلند می‌کرد. رندی از او سوال می‌کند که چگونه در وضویش شکست نهفته نیست و چرا اینگونه محکم است. این نشان می‌دهد که او از معرفت و نیّت خوبی در کارهایش برخوردار است.