بخش ۲۳ - فی التشویق الی الا قلاع عن ادناس دارالغرور و التشویق الی الارتماس فی بحر الشراب الطهور شیخ بهایی
شیخ بهایی / نان و حلوا / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یا ندیمی ضاع عمری وانقضی
قم لاستدراک وقت قدمضی
واغسل الادناس عنی بالمدام
واملا الاقداح منها یا غلام
اعطنی کأسا من الخمر الطهور
انها مفتاح ابواب السرور
خلص الارواح من قید الهموم
اطلق الاشباح من اسر الغموم
کاندرین ویرانهٔ پر وسوسه
دل گرفت از خانقاه و مدرسه
نی ز خلوت کام بردم، نی ز سیر
نی ز مسجد طرف بستم، نی ز دیر
عالمی خواهم از این عالم به در
تا به کام دل کنم خاکی به سر
صلح کل کردیم با کل بشر
تو به ما خصمی کن و نیکی نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از گذر عمر و ضرورت استفاده بهینه از زمان سخن میگوید. او از خداوند میخواهد که با کمک شراب طهور، آلودگیها را از او پاک کند و او را از غم و اندوه آزاد سازد. این شراب را به عنوان کلید شادی و خوشبختی توصیف میکند و آرزو دارد از دنیای آشفته و پربازسوسه بگریزد. شاعر در جستجوی حالتی است که بتواند از دنیای علمی و مذهبی فراتر رود و به آرامش و شادی درونی دست یابد. او خواهان صلح و دوستی با همه انسانهاست و از دیگران میخواهد که فقط نیکی را با او بزنند.