بخش ۱۷ - فی ذم من یتفاخر بتقرب الملوک مع أنه یزعم الانخراط فی سلک أهل السلوک شیخ بهایی
شیخ بهایی / نان و حلوا / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نان و حلوا چیست، دانی ای پسر؟
قرب شاهان است، زین قرب، الحذر
میبرد هوش از سر و از دل قرار
الفرار از قرب شاهان، الفرار
فرّخ آن کو رَخشِ همّت را بتاخت
کام از این حلوا و نان، شیرین نساخت
قرب شاهان، آفت جان تو شد
پایبند راه ایمان تو شد
جرعهای از نهر قرآن نوش کن
آیهٔ «لا ترکنوا» را گوش کن
لذت تخصیص او وقت خطاب
آن کند که ناید از صد خم شراب
هر زمان که شاه گوید: شیخنا!
شیخنا مدهوش گردد، زین ندا
مست و مدهوش از خطاب شه شود
هر دمی در پیش شه، سجده رود
میپرستد گوییا او شاه را
هیچ نارد یاد، آن الله را
الله الله، این چه اسلام است و دین
شرک باشد این، به ربالعالمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد وابستگی و عشق بیش از حد به قدرت و سلطنت میپردازد. شاعر به پسر میگوید که نان و حلوا، نماد لذتهای دنیوی، نزدیک کردن انسان به شاهان است و این نزدیکی میتواند آفت جان باشد. اگرچه لذتهایی مانند نان و حلوا جذابند، اما باید از آنها فرار کرد تا ایمان و هویت اصلی خود را حفظ کنیم. شاعر تأکید میکند که باید به قرآن و آموزههای آن پناه برد و از افکار و رفتارهایی که انسان را به سوی سلطنت و قدرت متمایل میکند، دوری جست. در نهایت، او انتقاد میکند که این نوع وابستگی و عشق به قدرت، نوعی شرک به شمار میآید و انسان را از یاد خدا دور میسازد.