بخش ۶ - فی قطع العلائق و العزلة عن الخلایق شیخ بهایی
شیخ بهایی / نان و حلوا / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که را توفیق حق آمد دلیل
عزلتی بگزید و رست از قال و قیل
عزت اندر عزلت آمد، ای فلان
تو چه خواهی ز اختلاط این و آن؟
پا مکش از دامن عزلت به در!
چند گردی چون گدایان در به در؟
گر ز دیو نفس میجویی امان
رو نهان شو! چون پری از مردمان
از حقیقت بر تو نگشاید دری
زین مجازی مردمان تا نگذری
گر تو خواهی عزت دنیا و دین
عزلتی از مردم دنیا گزین
گنج خواهی؟ کنج عزلت کن مقام
واستتر واستخف، عن کل الانام
چون شب قدر از همه مستور شد
لاجرم، از پای تا سر نور شد
اسم اعظم، چون که کس نشناسدش
سروری بر کل اسما باشدش
تا تو نیز از خلق پنهانی همی
لیلةالقدری و اسم اعظمی
رو به عزلت آر، ای فرزانه مرد!
وز جمیع ماسوی الله باش فرد
عزلت آمد گنج مقصود ای حزین!
لیک، گر با زهد و علم آید قرین
عزلت بی«زای» زاهد علت است
ور بود بی«عین» علم، آن زلت است
عزلت بی«عین»، عین زلت است
ور بود بی«زای» اصل علت است
زهد و علم ار مجتمع نبود به هم
کی توان زد در ره عزلت قدم؟
علم چبود؟ از همه پرداختن
جمله را در داو اول باختن
این هوسها از سرت بیرون کند
خوف و خشیت، در دلت افزون کند
«خشیة الله» را نشان علم دان!
«انما یخشی»، تو در قرآن بخوان!
سینه را از علم حق آباد کن!
رو حدیث «لو علمتم» یاد کن!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی اهمیت عزلت و دوری از دنیا و مردم است. نویسنده بیان میکند که انسان وقتی به توفیق حق میرسد، باید از شلوغیها و گفتوگوهای بیفایده دوری کند و در عزلت به زندگی بپردازد. عزلت به فرد عزت و آرامش میبخشد و انسان را از آلودگیهای دنیوی رها میکند. در عزلت میتوان به حقیقت نزدیکتر شد و از نفسانیات و وسوسهها فاصله گرفت. نویسنده به این نکته تأکید میکند که علم و زهد باید با یکدیگر همراه باشند تا بتوان به درک واقعی و عمیقتری از عزلت دست پیدا کرد. همچنین میگوید که تقوای الهی و ترس از خدا باید در دل انسان ریشهدار شود تا او بتواند در مسیر عزلت پیش برود. در نهایت، متن به این نکته اشاره میکند که عزلت، گنجی ارزشمند است که موجب نزدیکی به خدا و شناخت حقیقت میشود.