نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ - شب پائیز ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روز بگذشت و شب تیره بگستردادیم

مسند از حجره به ایوان فکن ای نیک‌ندیم

بادهٔ روشن نیک است همه وقت و سماع

ویژه اکنون که شب تیره بگسترد ادیم

گل اگر چند نمانده است فزون‌، لیک هنوز

مادرگلبن از زادن ناگشته عقیم

گل آذریون رخشنده به شب بر سر شاخ

من درو حیران چون در شجر نار، کلیم

چون نسیم آید گردد چو کمان شاخک بید

راست چون تیر شود باز چو بنشست نسیم

کرم شب‌تابک از آن تابش خود بیم کند

که به نتواند بودن به یکی جای مقیم

نیک بنگر به شب تیره دوان از پس روز

راست چونان که گدا بر اثر مرد کریم

بلعجب تعبیه‌ای کرده به شب چرخ بلند

در شگفت آید زین بلعجبی مرد حکیم

نیم‌شب انجم افروخته بر چرخ چنانک

پاره‌ها زاتش جسته به یکی تیره گلیم

وان بنات‌النعش از دور بدان گونه همی

گرد هم خاموش اندر شده چون اهل رقیم

وان ستاره به فلک بر اثر دیو دوان

چون به آب اندر از بیم دوان ماهی سیم

کهکشان راست چو زربفتی بیرنگ وکهن

خود کهن بوده بدین گونه هم از عهد قدیم

تافته ماه و دم عقرب خمیده بر او

گوی و چوگان را ماند به کف شاه کریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف شب تار و زیبایی‌های آن می‌پردازد. او می‌گوید که شب تیره‌ای فرارسیده و برای بهتر گذراندن شب، باید از مسند خود بیرون آمده و به ایوان برویم. باده نوشیدن و سماع کردن در این شب زیبا مورد تأکید قرار می‌گیرد. شاعر به تصویر گل‌ها اشاره می‌کند که در فصل پاییز، زیبایی‌های خود را از دست داده‌اند، اما هنوز هم جذاب و شگفت‌انگیز هستند. همچنین، او به حرکات نسیم و ویژگی‌های کرم شب‌تاب اشاره می‌کند که به خاطر نور خود نمی‌تواند در یک مکان ثابت بماند. شاعر به زیبایی‌های شب، ستارگان و دفعی که بین شب و روز وجود دارد، نیز می‌پردازد و تسلط شب بر روز را به تصویر می‌کشد. او با تعابیر زیبا شب را همچون گلیم تاریک و کهنه‌ای توصیف می‌کند و در نهایت به تصویر ماه و ستاره‌ها و مقایسه آنها با گوی و چوگان در دست پادشاه اشاره می‌کند. این شعر بیانگر زیبایی‌های شب و حیرت آن در برابر درک انسان است.