شمارهٔ ۱۷۷ - آیین نو ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بیا تا جهان را بهم برزنیم
بدین خار و خس آتش اندر زنیم
بجز شک نیفزود از این درس و بحث
همان به که آتش به دفتر زنیم
ره هفت دوزخ به پی بسپریم
صف هشت جنت بهم برزنیم
زمان و مکان را قلم درکشیم
قدم بر سر چرخ و اختر زنیم
از این ظلمت بیکران بگذریم
در انوار بیانتها پر زنیم
مگر وارهیم از غم نیک و بد
وزین خشک و تر خیمه برتر زنیم
چو بادام ازین پوستهای زمخت
برآییم و خود را به شکر زنیم
درآییم از این در به نیروی عشق
چرا روز و شب حلقه بر در زنیم
از این طرز بیهوده یکسو شدیم
به آیین نو نقش دیگر زنیم
قدم بر بساط مجدد نهیم
قلم بر رسوم مقرر زنیم
به یکتا تن خویش بیدستیار
علم بر سر هفت کشور زنیم
ز زندان تقلید بیرون جهیم
به شریان عادات نشتر زنیم
از این بیبها علم و بیمایه خلق
برآییم و با دوست ساغر زنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به شور و شوق برای تغییر و نوآوری است. شاعر از ما میخواهد تا از محدودیتها و مشکلات عبور کنیم و با عشق و اراده تحریک کننده، به سوی حقیقت و زیبایی برویم. او به تخریب عادات و تفکرات کهنه اشاره میکند و بر ضرورت ایجاد یک دنیای جدید و روشن تأکید میکند. در این مسیر، شاعر بر لزوم رهایی از قید و بند تفکرات بیهوده و تقید به رسوم قدیمی تأکید دارد و خواستار گام نهادن به سوی علم و آزادی است. در نهایت، او بر نیاز به اتحاد و دوستی در این سفر تأکید میکند.