نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ - در وصف تگرگ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز میغ اندر جهد هزمان درخشا

شود میغ از درخشیدنش رخشا

کجا طفلی کشد با دست لرزان

خطی زرین‌، بدان ماند درخشا

دمد تندر بدان قوت که گویی

شود کوه از نهیبش پخش پخشا

الا زین سنگسار ابر فریاد

کریما کردگارا جرم بخشا

تگرگی آمد از بالا که گفتی

کشد رستم خدنگ از پشت رخشا

ز سنگک باغ چون‌ دشت نمک شد

که بود از لاله چون کان بدخشا

دژم شد گونهٔ نسرین روشن

سیه شد چهرهٔ شب‌بوی رخشا

نگه کن تا چه گوید رودکی آنک

به‌هر بابش ز حکمت بود بخشا

نباشد زین زمانه بس شگفتی

اگر بر ما ببارد آذرخشا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف حالاتی از طبیعت و پدیده‌های جوی می‌پردازد. آغازین ابیات به توصیف درخشش ابرها و تأثیر آن بر محیط می‌پردازد، به طوری که ابرها به سبب درخشندگی خود زیبا و جذاب شده‌اند. همچنین به تصویری از کودکی که با دستان لرزان خطی زرین می‌کشد اشاره می‌شود. بعد از آن، شاعر به قدرت تندر و تأثیر آن بر کوه‌ها می‌پردازد که می‌تواند آنها را بشکند و متلاشی کند. در ادامه، فریاد سنگسار ابرها و دیدگاه‌اش نسبت به عذاب و مجازات را مطرح می‌کند و به تگرگی که به مانند رستم از پشت خود می‌بارد اشاره دارد. او همچنین به وضعیت باغ‌ها و دشت‌ها می‌پردازد که در اثر بارش به نمک تبدیل شده و به رنگ سیاه درآمده‌اند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در جهان امروز شگفتی بسیار وجود دارد و ممکن است آذرخش‌ها بر ما نازل شوند. این ابیات همگی نشان‌دهنده زیبایی، قدرت و تأثیر طبیعت بر احساسات انسانی است.