نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - غزل در مخالفت جمهوری ساخته شده از مسمط موشح در موافقت جمهوری ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمهوری سردار سپه مایهٔ ننگ است

این صحبت اصلاح وطن نیست که جنگ است

از کار قشون حال خوش از ما چه توقع

کاین فرقه بر این گله شبان نیست پلنگ است

بی‌علمی و آوازهٔ جمهوری ایران

این حرف در این مملکت امروز جفنگ است

اموال تو برده است به یغما و تو خوابی

آن کس که ‌پی حفظ ‌تو دستش به ‌تفنگ است

آزادی و مشروطیت افتاده به زحمت

این گوهر پر شعشعه در کام نهنگ است

در پردهٔ جمهوری کوبد در شاهی

ما بی‌خبر و دشمن طماع زرنگ است

تا تعزیه‌گردان بود آن هوچی بی‌دین

این قافله تا حشر در این بادیه لنگ است

افسانهٔ جمهوری ما ملت کودک

عیناً مثل ملعبهٔ شهر فرنگ است

در کیسهٔ ناهید بود لعل و زر و سیم

زین رو کلماتش همگی ‌رنگ‌به‌رنگ است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به شدت به جمهوری سردار سپه انتقاد می‌کند و آن را نشان‌دهنده ننگ و زشت‌قدمی برای کشور می‌داند. شاعر بر این باور است که شرایط فعلی کشور، به‌ویژه در زمینه آزادی و مشروطیت، بسیار نامناسب است و مردم در خواب غفلت به سر می‌برند. همچنین، او به بی‌ثباتی و بی‌محتوایی جمهوری ایران اشاره کرده و آن را بی‌علم و جفنگ وصف می‌کند. در نهایت، شاعر به وضعیت ناگوار اجتماعی و سیاسی کشور اشاره کرده و آن را شبیه به تئاتر بی‌معنا می‌داند. خلاصه این شعر انتقاد قوی به وضعیت آن زمان و بی‌توجهی مردم به مسائل مهم کشور است.