شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی است ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
تن زنده والا به ورزندگی است
که ورزندگی مایهٔ زندگی است
به ورزش گرای و سرافراز باش
که فرجام سستی سرافکندگی است
به سختی دهد مرد آزاده تن
که پایان تنپروری بندگی است
دلی بایدت روشن و تندرست
اگر جانْت جویای فرخندگی است
کسی کاو توانا شد و تندرست
خرد را به مغزش فروزندگی است
هنر جوی تا کام یابی و ناز
که جویندگی راه یابندگی است
ز ورزش میاسای و کوشنده باش
که بنیاد گیتی به کوشندگی است
درخشیدنِ این بلند آفتاب
ز بسیار کوشی و گردندگی است
نیاکانْت را ورزش آن مایه داد
که شهنامه زایشان به تابندگی است
تو نیز از نیاکان بیاموز کار
اگر در سرت شور سرزندگی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت ورزش و فعالیت بدنی در زندگی اشاره دارد و تأکید میکند که ورزیدگی و تندرستی پایهای برای زندگی سالم و شاداب است. شاعر به فرد پیشنهاد میدهد که از کسالت دوری کند و به ورزش بپردازد تا از سرافکندگی و بندگی رهایی یابد. او همچنین به روشن بودن دل و سلامت جسمی برای رسیدن به کامیابی و شادی اشاره کرده و ضمن یادآوری ارزشهای نیاکان، از خواننده میخواهد که از آنها بیاموزد و در مسیر فعالیت و تلاش گام بردارد. در کل، پیام شعر دعوت به تلاش و کوشندگی برای رسیدن به زندگی بهتر و بالندگی است.