نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ - به شکرانه توشیح قانون اساسی ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

بگذشت اردی‌بهشت و آمد خرداد

خیز که باید قدح گرفت و قدح داد

اول خرداد ماه و وقت گل سرخ

وقت گل سرخ و اول مه خرداد

آمد خرداد ماه با گل سوری

داد بباید کنون به عیش و طرب داد

بر گل ‌سوری خوش‌ است بادهٔ سوری

وبژه ز دست تو ماهروی پریزاد

گل شکفد بامداد از بر گلبن

چون دو رخ لعبتان خلخ و نوشاد

صبح دوم کافتاب خندد بر کوه

بر سر یک شاخ‌، گل بخندد هفتاد

باد به شبگیر چون زند ره بستان

تاب درافتد به زلف سنبل و شمشاد

چون سر زلفین دلبری که ز جورش

رفته بر و بوم عمر من همه بر باد

جور پسندند خوبرویان بر من

فریاد از جور خوبروبان فریاد

ای ز جفایت شده خراب دل من

هم به وفا روزی این خراب کن آباد

بیداد اکنون‌نه‌درخور است که گشتست

گیتی از عدل شاه پر دهش و داد

ملک یکی خانه‌ایست بنیادش عدل

خانه نپاید اگر نباشد بنیاد

داد و دهش گر بنا نهند به کشور

به که حصاری کنند ز آهن و پولاد

شکر خداوند را که داد و دهش را

طرف بنائی نهاد پادشه راد

پادشه دادگر مظفر دین شاه

آنکه ز عدلش بنای ظلم برافتاد

ظلم برون شد چو او درآمد بر تخت

فتنه فرو شد چو او ز مام جهان زاد

فر و بزرگی بیامد ار ز بر عرش

دست بکش پیش تخت شاه در استاد

خرم‌و شاداست‌بخت‌شاه که گشته‌است

کشور از او خرم و رعیت از او شاد

ار جو کازاین بنای فرخ قانون

ملک بماند همیشه خرم و آباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره گذر زمان و آمدن ماه خرداد است که با زیبایی‌های فصل و گل‌های سرخ همراه می‌شود. در این ماه زمان شادی و عیش است و شاعر به وصف زیبایی طبیعت و گل‌ها می‌پردازد. او از عشق و دل‌تنگی خود می‌گوید و نگاهی به جفای معشوق دارد. همچنین به اهمیت عدالت و بخشش در حکومت اشاره می‌کند و از پادشاهی دادگر به نام مظفر دین شاه یاد می‌کند که با حکومتش، دنیا را از ظلم رها کرده و موجب شادی مردم شده است. در پایان، شاعر بر امیدواری به ماندگاری این حکومت خوب تأکید می‌کند.