نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ - ابر و باد ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود مر ابر را اندر کمین باد

برد مر ابر را زین سرزمین باد

چو ابر آید نباریده به صحرا

وز بادی‌، که دیدست این‌چنین باد

نگرید ابر ازین پس زانکه هر روز

گشاید ابر را چین از جبین باد

چو ابر اندر هوا بشتافت‌، دانیم

که باشد در قفای او یقین باد

فلک پیوسته در یک آستینش

بود ابر و به دیگر آستین باد

نفورم من ز باده زآنکه باشد

به لفظش تا به حرف سومین باد

غمی گشتیم از این باد و از این ابر

دو صد لعنت بر این ابر و بر این باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف ابر و باد می‌پردازد و از ارتباط نزولی بین این دو عنصر طبیعی سخن می‌گوید. باد ابر را از سرزمین خود می‌برد و ابر، تحت تاثیر این باد، دیگر قادر نیست از زیبایی خود لذت ببرد. به تدریج، ابر دیگر به خاطر فشار باد، دیگر نمی‌تواند بر آید و احساس غم و نفرت از این وضعیت دارد. شاعر همچنین به باده و ارتباط آن با این دو عنصر اشاره می‌کند و در نهایت، ابراز نارضایتی و نفرین به باد و ابر می‌کند.