نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت

از دوست به‌خیر آمد و از ما به‌سلامت

حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش

با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت

از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق

خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت

طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسی

ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از جدایی از دوست و سختی‌های آن سخن می‌گوید. او به خوبی را از جدایی و به سلامت ماندن خود اشاره می‌کند. دلش به عشق معشوقش دچار عذاب است و از عواقب عشق، مانند رنج و سرزنش، هشدار می‌دهد. در نهایت، او به فضایل معشوق اشاره می‌کند که ایزد به او عطا کرده است.