نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید

زتن کامی نشد حاصل به جان پیوستنی باید

به فرمان تن خاکی به خاک اندر بسی ماندم

به بام آسمان زین پست منظر جستنی باید

به لوث خاکیان آمیخت دامان دل پاکم

به آب معرفت دامان دل را شستنی باید

به‌ هر کس‌ دوستی‌ بستم در آخر دشمن من شد

به حکم امتحان زین دوستان بگسستنی باید

سراسر دشمنی خیزد زکام دوستان بر من

به‌رغم دوستان با دشمنان بنشستنی باید

ز شیخ و صوفی و واعظ گسستم رشتهٔ الفت

مرا با خادم میخانه پیمان بستنی باید

مرا یاران من گویند کز می توبه بشکستی

من از اول نکردم توبه تا بشکستنی باید

بهار اندر حرم چندین چه جویی اهل معنی را

به نیروی طلب دیرمغان را جستنی باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفکر درباره هویت و رهایی از قید و بندهای دنیوی می‌پردازد. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که تا کی باید در بند خودمان باشیم و از واقعیات و معنای عمیق زندگی فاصله بگیریم. او بیان می‌کند که لذت‌های جسمی به هیچ منبع پایداری نمی‌انجامند و باید به دنبال تجربیات روحی و معرفتی باشیم. شاعر از تجربیات دوستان و دشمنان و همچنین از ارتباطات سطحی با برخی افراد، مانند عالمان دینی و صوفیان، سخن می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که باید از این روابط سطحی جدا شود. او به دنبال یک رابطه عمیق‌تر و واقعی‌تر است که در آن می‌تواند به شناخت حقیقی برسد، و بر این باور است که توبه و بازگشت به معنای واقعی باید از فرازها و بحران‌های زندگی سرچشمه بگیرد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که باید به دنبال حقیقت و معرفت بگردیم و به طور کلی در پی جستجوی ویژگی‌های عمیق‌تری از انسانیت و روحانیت باشیم.