نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای مدیری که ز نوک قلمت

تیر در دیدهٔ اهل نظرست

هیکل نحس تو و اخلاقت

هر یکی از دگری زشت‌ترست

تویی آن حلقهٔ مفقوده که او

بین بوزینه و جنس‌ بشرست

هر گزافی که به عالم علمست

هر دروغی که به گیتی سمرست

در سیه‌نامهٔ تو مندرجست

در ورق‌پارهٔ تو منتشرست

فکرهای کج و بی‌معنی تو

همچو احکام ستاره شمرست

هرکه را مدح کنی منفعلست

هرکه را قدح کنی مفتخرست

با تو ای مظهر خر، چه‌توان کرد

تف به گور پدر هرچه خرست‌!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد و تمسخر مدیری می‌پردازد که نه تنها در کار خود ناموفق است، بلکه رفتار و خلق و خوی او نیز به شدت زشت و ناپسند است. او را به عنوان یک حلقه مفقوده بین حیوانات و انسان‌ها معرفی می‌کند و به فساد و ناراستی‌های او اشاره می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که افکار و نظریات او بی‌معنا و غلط هستند و به ما می‌فهماند که هر کسی که تحت تأثیر او قرار گیرد، متضرر می‌شود. در نهایت، شاعر با بیان بی‌احترامی به او، ابراز می‌کند که هیچ امیدی به او و رفتارهایش نیست.