نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - به منکر عشق ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل فاعلاتن

سختم عجب آید ز خلقت زن

کایزد را زین کرده ملتمس چیست

دوشیزه به شوهر چو رفت‌، دیگر

او را به پسر زادن این هوس چیست

زهدان چو شود از جنین گرانبار

آن شادی حبلی به‌هر نَفَس چیست

با آن همه سنگینی و مشقت

این بستگی و انقیاد کس چیست

چون مرغ جنین از قفس برآمد

دیگر بوی این علقهٔ قفس چیست

از بهر یکی کودکی‌، عروسی

از هیچ تحمل نکرده بس‌، چیست

شب گوش نهادن به ناله طفل

چون قافله بر نالهٔ جرس چیست

لالایی محزون که از سموات

صوت ‌ملکش ‌داده باز پس چیست

تا دست بجنباندش دمادم

گهواره نهادن به دسترس چیست

گر نیمشبی از تبی بجنبد

جنبیدن‌ و جستن ‌به‌ خار و خس چیست

رفتن پی داروی او شبانه

چون موس عمران‌ پی قبس چیست

در پاس وی از خواب و خورگذشتن

مانند یکی نامور عسس چیست

تا طفل کلان گردد و شود پیر

دل بازنهادن بدو و بس چیست

من ‌سخت فرومانده‌ام در این راز

کاین‌معنی‌اگرعشق‌نیست‌پس‌چیست‌؟

ور عشق نزاید از این میانه

خود زاین‌همه پیرایه ملتمس چیست‌؟‌!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بررسی پیچیدگی‌های وجود زن و مادر بودن می‌پردازد. او به دشواری‌های بارداری، زایمان و مسئولیت‌های مادرانه اشاره می‌کند و از این که چگونه زنان از تحمل سختی‌ها برای بچه‌دار شدن و مراقبت از فرزندانشان شاد می‌شوند، تعجب می‌کند. او به نحوه‌ی درد و رنج شبانه‌روزی مادران، ناله‌های کودکان و تلاش‌های بی‌وقفه آنها برای راحتی فرزندان اشاره می‌کند. در انتها، شاعر به این نکته می‌رسد که اگر تمامی این احساسات و پیوندها ناشی از عشق نیست، پس چه چیزی می‌تواند این همه متعلقات و وابستگی‌ها باشد. این پرسش به عمق پیچیدگی‌ و زیبایی‌های عشق و مادر بودن اشاره دارد.