نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - در دوران گرفتاری ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست

وز صدق نکوتر به دو عالم صفتی نیست

آن را که به نزدیک خدا منزلتی هست

غم نیست گرش نزد شهان منزلتی نیست

رحم آر بر آن قوم که در پنجهٔ ظالم

هر روز جز آزردنشان امنیتی نیست

چیزی که در او فایدتی هست بماند

نابود شود آنچه در او فایدتی نیست

گر رتبت والا طلبی علم طلب کن

کز علم برون زیر فلک مرتبتی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به موضوع دورویی و صداقت پرداخته و تأکید می‌کند که هیچ چیز بدتر از نفاق و دورویی نیست و صداقت برتر از هر صفتی است. او به افرادی که در نزد خدا مقام و منزلتی دارند، می‌گوید که اگر در نزد مردم مقام نیست، نگران نباشند. همچنین از مظلومانی که زیر فشار ظلم هستند یاد می‌کند و می‌گوید که امنیتی برای آن‌ها وجود ندارد جز آزار و اذیت. شاعر در پایان به اهمیت علم و دانش اشاره می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به مقام بلند باید علم آموخت، زیرا در زیر آسمان هیچ مقامی بالاتر از علم نیست.