نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهادا فراموش کردی مرا

ولی از تو زین رو دلم تنگ نیست

مدیحی نوشتم به سردار جنگ

که در وزن و معنی کم از سنگ نیست

به پایان آن چامه بُد نکته‌ای

که هر کان نداند به فرهنگ نیست

نفهمید سردار آن نکته را

اگر لر نفهمد سخن‌، ننگ نیست

وگر دید و دانست و ناکرده ماند

مرا با چنان مهتری جنگ نیست

ولی از تو انسانِ دانش‌پژوه

تَجاهُل بدین حد خوش‌آهنگ نیست

که شعرم نفهمیده خوانی به خلق

ازین زشت‌تر در جهان رنگ نیست

به سردار برگو که حکم حکیم

کم از امر سرتیپ و سرهنگ نیست

صفاهان اگر نیست شیراز هست

خدا جهان را جهان تنگ نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به سرداری اشاره دارد که او را فراموش کرده و از او دلگیر نیست. او شعری به سردار نوشته و بر این باور است که آن شعر از نظر وزن و معنا ارزشمند است. در پایان شعر نکته‌ای را مطرح می‌کند که اگر کسی آن را نفهمد، به فرهنگ او برنمی‌گردد. او به سردار هشدار می‌دهد که اگر نکته را متوجه نشده یا از روی بی‌اعتنایی از آن گذشته، برای او با چنین سرداری جنگی ندارد. همچنین به تحصیل‌کرده‌ها اشاره می‌کند که تظاهر به ندانستن آن‌چنان زیبنده نیست. شاعر بر این باور است که برقراری ارتباط و فهم شعرش بسیار مهمتر از نادیده گرفتن آن است. او همچنین به جایگاه کلان‌مدیری مانند سردار و سرتیپ اشاره دارد و به مقام معرفتی و دانشی او تأکید می‌کند. در نهایت، او یادآوری می‌کند که اگرچه صفاهان معروف است، اما شیراز هم از اهمیت کمتری برخوردار نیست و خداوند جهان را به گونه‌ای خلق کرده که تنگ نیست.