نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ - پروانه ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن شمع دل‌افروز من از خانهٔ من رفت

پروای گلم نیست که پروانهٔ من رفت

دارم‌ صدف‌آسا کف‌ خالی و لب خشک

تا ازکفم آن گوهر یکدانهٔ من رفت

چون باغ خزان دیده ز پیرایه فتادم

زبن شاخه پرگل که زگلخانهٔ من رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساس فقدان و غم ناشی از جدایی اشاره دارد. شاعر از رفتن محبوب خود سخن می‌گوید که باعث غم و خالی شدن دل او شده است. او مانند صدفی بی‌گوهر و باغی خشک و بی‌پیرایه شده که زیبایی‌هایش را از دست داده است. در واقع، شاعر حس ناراحتی و تنهایی را به تصویر کشیده و از اثر جدایی بر زندگی‌اش می‌گوید.