نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی

دگر به گرد دل خسته ترکتازی نیست

برفت‌ شوکت‌ و طی‌ شد جمال و طلعت‌ او

مرا دگر به رخ انورش نیازی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از افسردگی و ناراحتی خود به خاطر جدایی از محبوبش صحبت می‌کند. او احساس می‌کند که زیبایی و جاذبه محبوبش دیگر برایش وجود ندارد و حالا دیگر نیازی به دیدن او ندارد. ترک عشق و جدایی، دل او را شکسته و دیگر توان تحمل این فاصله را ندارد.