شمارهٔ ۷۵ - قطعه ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آسمان با کسی وفا نکند
تا به هفتادکس جفا نکند
نکند پادشا گدایی را
تا دوصد پادشا گدا نکند
آنچنان کارها شدست خراب
که دگرگپ زدن کرا نکند
ور زنی بانگ بر کریوهٔ کوه
کوه در پاسخت صدا نکند
نیستایزدبه فکرنوعبشر
یا همین فکرکارما نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ناامیدی و بیوفایی آسمان و سرنوشت است. شاعر به این نکته اشاره میکند که آسمان به کسی وفا نمیکند و هیچکس از ظلم و جفا در امان نیست. او به بیفکری خدا نسبت به نوع بشر اشاره کرده و حس میکند که در شرایط کنونی، صحبت کردن و فریاد زدن نیز بیفایده است. در کل، احساس یأس و ناامیدی در این شعر مشهود است.