نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ - کوشش و امید ترجمه از یک قطعه فرانسه ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جدا شد یکی چشمه از کوهسار

به ره گشت ناگه به سنگی دچار

به‌ نرمی‌ چنین گفت با سنگ سخت‌:

کرم کرده راهی ده ای نیک‌بخت

گران سنگ تیره دل سخت سر

زدش سیلی و گفت‌: دور ای پسر!

نشد چشمه‌ از پاسخ‌ سنگ‌، سرد

به کندن در اِستاد و ابرام کرد

بسی کند و کاوید و کوشش نمود

کز آن سنگ خارا رهی برگشود

ز کوشش به‌ هر چیز خواهی رسید

به‌ هر چیز خواهی کماهی رسید

برو کارگر باش و امّیدوار

که از یاس جز مرگ ناید به‌ بار

گرت پایداریْسْت در کارها

شود سهل پیش تو دشوارها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، یک چشمه از کوه جدا می‌شود و به سنگی بر می‌خورد. چشمه به سنگ می‌گوید که راهی برای او باز کند، اما سنگ به او بی‌اعتنایی می‌کند و پاسخ نمی‌دهد. چشمه با تلاش و جدیت شروع به کندن سنگ می‌کند و پس از کوشش بسیار، موفق می‌شود راهی برای خود باز کند. پیام این شعر این است که با تلاش و پشتکار می‌توان بر موانع غلبه کرد و به خواسته‌ها دست یافت. حتی اگر در ابتدا به نظر برسد کار دشواری است، امید و پایداری در کار منجر به موفقیت می‌شود.