نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ - نقش فردوسی ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پژوهندگی را سپیده‌دمان

فرشته به خاک آمد از آسمان

بدانگه که‌مردم به خواب اندر است

دل دیو ریمن به تاب اندر است

بدانگه که یکسر غنوده است هوش

گشاده در دل به روی سروش

فرشته درآمد چراغی به مشت

روان شد به دعوتگه زردهشت

به ایران زمین جستن اندر گرفت

پژوهیدن هر دلی سر گرفت

هرآن دل که دیوان در آن خفته دید

فرشته از آنجای دم درکشید

به هر دل که‌بد پاک‌، کشتن گرفت

در آن هرچه دید آن نبشتن گرفت

از آن ییش کاین تیره پهنای خاک

شود چون دل پارسا تابناک

از آن پیش کز قعر دربای قار

کشد دیو، خمیازهٔ نابکار

سوی آسمان شد سروش بلند

بدست اندرش نامه‌ای دلپسند

ز هر دل در آن داستانی زده

فرشته برآن ترجمانی شده

به هر دل دگر نقش‌، دیدار بود

به هر نقش رنگی دگر یار بود

بجز یاد فردوسی پاک‌رای

که در هر دلی داشت نقشی بجای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره فرشته‌ای است که از آسمان به زمین می‌آید و در زمان خواب مردم، به دل‌ها و افکارشان می‌نگرد. فرشته با چراغی در دست، به جستجوی دل‌های پاک می‌پردازد و هر دل را که دیوان در آن جا کرده‌اند، بررسی می‌کند. او آنچه را که در دل‌ها می‌بیند، می‌نویسد و در نهایت نامه‌ای به آسمان ارسال می‌کند. در این نامه، روایت‌ها و داستان‌های مختلفی از دل‌های مختلف روایت می‌شود، اما یاد فردوسی بزرگ در همه دل‌ها وجود دارد و نقشی ویژه در آن‌ها دارد. این متن به نیکی و پاکی دل و تأثیر فردوسی بر انسان‌ها اشاره می‌کند.