شمارهٔ ۷۵ - مرع دستانسرای ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
توگویی مگر مرغ دستانسرای
به ژاغر نهان کرده باریک نای
نه نای و نه انگشت نایی پدید
نه لب کاندر آن نای دم دردمید
نوازد به جادوگری نای خویش
فزاید بهر نغمه آوای خویش
تو گوییبر آن تنگ و باریک شاخ
گشاده یکی بزمگاهی فراخ
نوازندگانی سر از باده مست
به خنیاگری برده یکباره دست
همآهنگ، با نایها، چنگ ها
درآمیخته جمله آهنگها
همه سازها بر اغانی زنند
اوانی همی بر اوانی زنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به توصیف قدرت و جادوگری صدای نای میپردازد. او میگوید که نای با زیبایی و هنر خاصی نواخته میشود و حالتی جادویی به خوانندگان و شنوندگان میدهد. در این فضا، نوازندگانی با باده مستی در حال نواختن سازها هستند و تمامی صداها و سازها به هم آمیخته میشوند تا فضایی شاد و باشکوه خلق کنند. تو گویی که در میان یک جشن بزرگ و وسیع قرار داریم که همه چیز در هماهنگی و زیبایی است.