نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست

ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست

عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش

جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوستش می‌خواهد که با طلوع خورشید برخیزد و از عشق بگوید. او عشق میان خود و دوستش را به نبردی با مشت و درفش تشبیه می‌کند و به تنش بین احساسات و واقعیت‌های زندگی اشاره می‌کند. همچنین، این دوستی را با سنگ و سبو مقایسه می‌کند که به تضاد میان سختی و لطافت اشاره دارد.