نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بیات اصفهان ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / تصنیفها

این تصنیف را بهار در منفای خود در سال ۱۳۱۲ ساخته و به به اهالی اصفهان اهدا کرده است‌.

به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی

به زنده‌رودش سلامی ز چشم ما رسانی

ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را

شهر با شکوه

قصر چلستون

کن گذر به چار باغش

گر شد از کفت‌

یار بی‌وفا

کن کنار پل سراغش

بنشین درکریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می

بستان از دست وی می پی در پی تاکی تا بتوانی

جز شادی در دهر کدامست

غیر از می هرچیز حرام است

ساعتی در جهان خرم بودن بی‌غم بودن بی‌غم بودن

با بتی دلستان محرم بودن با هم بودن همدم بودن

ای بت اصفهان زآن شراب جلفا ساغری در ده ما را

ما غریبیم ای مه - ‌بر غریبان رحمی کن خدا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این تصنیف توسط شاعر بهار در سال ۱۳۱۲ در تبعید ساخته شده و به اهالی اصفهان تقدیم شده است. در اشعار، زیبایی‌های اصفهان و زنده‌رود توصیف می‌شود و به عشق و خاطرات دل‌انگیز در این شهر اشاره می‌کند. شاعر از زیبایی‌های تاریخی و طبیعی اصفهان مانند قصر چلستون و باغ‌هایش صحبت کرده و آرزوی آشتی و خوش‌گذرانیدن در کنار معشوق را می‌کند. در نهایت، شاعر با احساس نوستالژیک از غریبی و دوری خود شکایت می‌کند و از خداوند رحمت می‌طلبد.