نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ سلطان باهو

سلطان باهو / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نهایت نیست راه عشق را یار

تو یک روباش دست ازکار بردار

فنا کن خویش را در راه جانان

چه کار آید ترا این درم و دنیار

اگر یک دل نباشی در طریقش

نه بینی روی او هرگز درین دار

و فی الکونین کی بیند جمالش

فدا کن جان بگرد زلف آن یار

دریغ از وی چه داری پاره زر را

تو خاصه جان خود با یار بسپار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اهمیت عشق و فداکاری در راه معشوق است. شاعر می‌گوید که برای رسیدن به معشوق و دیدن جمال او، باید از دنیای مادی و خودخواهی‌ها دست برداریم و خود را فدای عشق کنیم. اگر دل‌تنگ و غیرمستعد باشیم، هرگز نمی‌توانیم زیبایی‌های عشق را ببینیم. در نهایت، او تأکید می‌کند که جان خود را باید به عشق معشوق بسپاریم و از چیزهای بی‌ارزش دنیا بگذریم.