نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ سلطان باهو

سلطان باهو / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

می‌نمایی خویش را صوفی منم

در دیار عابد و زاهد منم

چند با خود بینی و باشی مدام

کی رهی زین دلق درویشی منم

گر منی را سر دانی راه رو

تا نگویی بار دیگر کین منم

یار گفتن من نمی‌شاید ترا

زان که من ابلیس گفته کین منم

تو چرا من من کنی، ای جان من

آنکه یک قطره منی، گویی منم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نوعی خود را صوفی معرفی می‌کند و در عین حال به انتقاد از کسانی می‌پردازد که تنها به ظاهر و نشان‌های درویشی اهمیت می‌دهند. او از افرادی که در جستجوی حقیقت هستند می‌خواهد که از قید و بندهای ظاهری رها شوند و به جوهره و ذات خود بپردازند. او همچنین به رابطه‌اش با دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌خواهد به خودخواهی یا ابلیس‌وارگی متهم شود. در نهایت، شاعر از عشق و عمق وجود انسان سخن می‌گوید و بر نیاز به درک واقعی از خویشتن تأکید می‌کند.