نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ سلطان باهو

سلطان باهو / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دنیاست عین جیفه، کلابند طالبان

این قول واضح است ز نبی آخرالزمان

از بهر جیفه محنت، در وی چرا کشی

توکل تو بر خدا کن هُو الله است مهربان

بی رنج و محنت تو چو روزی دهد خدا

جیفه است پی جیفه چه گردی تو چون سگان

هان سگ نه‌ای تو انسان، پی جیفه چیست غم

انسان انیس حق شو، حق را به حق رسان

غو غو سگی مکن تو درین دار الفناء

این جیفه حرامست سگی را به سگ رسان

ای یار بهر جیفه تو دندان چو سگ مزن

این جیفه حرام است چو غدود قصابگان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به بی‌ارزشی دنیا و مادیات اشاره می‌کند و آن را به جیفه (پسماند) تشبیه می‌کند که بر اساس حدیثی از پیامبر اسلام بیان شده است. او با تأکید بر اینکه انسان نباید برای چیزهای مادی رنج بکشد، به توکل به خدا و محبت او اشاره می‌کند. به نظر شاعر، در پی مادیات نباید مانند سگ‌ها باشیم و انسان باید به معنای حقیقی خود برسد و به حق نزدیک شود. در نهایت، او هشدار می‌دهد که دنیا و تعلقات آن حرام و بی‌ارزش‌اند و نباید به عشق آنها دل بست.