شمارهٔ ۳۵ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟
یا قصه ما سوی تو تنها که رساند؟
توتوست چو دفتر غم ما از هوس آنک
زینجا به تو طومار غم ما که رساند؟
اینجا که منم طمع وصال تو محال است
وآنجا که تویی حال من آنجا که رساند؟
دورست بخارا نرسد پیش تو اما
سوزنده بخاری به بخارا که رساند؟
جان رفت و زبان را سخن اینست که یارب
زی ما دم جانبخش مسیحا که رساند؟
هر مرغ که بد در ره عشق تو پر افگند
اکنون به تو نامه که دهد یا که رساند؟
امروز مجیر است ز غم با نفس سرد
تا خود نفس سرد به فردا که رساند؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق اشاره دارد. گوینده از محبوب خود میخواهد که خبری از وصال یا عشق خود به او بیاورد، زیرا او در غم و تنهایی به سر میبرد. او میگوید که در اینجا (دنیای فاصله) امید به وصال غیرممکن است و تنها در جایی که محبوب حضور دارد، حال او خوب است. همچنین، از دوری بخارا (مکان یا نمادی از زیبایی) یاد میکند و بر طمع و longing خود به وصال محبوب تأکید میکند. در نهایت، گوینده از جان و زبانش گله میکند که در این درد کشنده، قدرت بیان احساساتش را از دست داده است.