شمارهٔ ۷۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
انصاف دادهام که به خوبی یگانهای
واندر جهان به حیله و افسون فسانهای
پاکیزهتر ز غنچه گل بر بنفشهای
پوشیدهتر ز دانه در در خزانهای
شاخی است دلبری که تو آن را شکوفهای
عقدی است دلبری که تو آن را میانهای
شادی به روی تو که ز تو شاد نیست کس
صد جان فدای غم که تو غم را بهانهای
در خون من مشو که نه همدست عالمی
بر جان من مزن نه تو یار زمانهای
روزی که آیم از پی دیدار بر درت
با من برون پرده و بیمن به خانهای
گفتی بدان مجیر که از دل ترا نیم
عقلی و هوش نیست عجب گر مرا نهای!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف صفات زیبای محبوب خود میپردازد و او را به عنوان بهترین و بینظیرترین زیباییها معرفی میکند. او محبوبش را پاکتر از گل و پوشیدهتر از دانههای گرانبها میداند. شاعر همچنین احساس شادی و غم را در رابطه با محبوبش بیان میکند و اشاره میکند که هیچکس به اندازه او شاد نیست. او از محبوب میخواهد که به احساساتش توجه کند و از او دوری نکند. در نهایت، بیان میکند که اگر روزی به دیدارش برود، بدون پرده و عواطف تصنعی به او نزدیک خواهد شد.