نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

می دان که باز راه ستم بر گرفته ای

کز پیش گوش زلف به خم بر گرفته ای

دریاب کار خود که ز ما دل ربوده ای

دزدیده مهر خاتم جم بر گرفته ای

هر جا که بند غم به دلی بر نهاده ای

صد سلسله ز پای ستم بر گرفته ای

گفتی جفا و جور بهم بر توان گرفت

رفتی وفا و مهر بهم بر گرفته ای

خاک توایم خون دل ما مریز از آنک

ما را ز خاک نز پی غم بر گرفته ای

راضی است دل به عشوه خشک و حدیث تر

وین قاعده به دور تو هم بر گرفته ای

بشکسته ای زیاده ز دلها دل مجیر

پس در بهای وصل به کم بر گرفته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس درد و ناامیدی ناشی از خیانت و بی‌وفایی است. شاعر به معشوقش یادآوری می‌کند که او با اعمال خود، دل‌ها را می‌رباید و مهر و محبت را از دیگران می‌گیرد. همچنین در اشعار بیان شده است که چگونه معشوق با بی‌وفایی و ستم، روابط را می‌شکند و در نهایت دل‌های عاشقان را رنجور می‌سازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به عواقب اعمالش بیندیشد و به احساسات دیگران احترام بگذارد. در واقع، شعر به نوعی نقد محبت‌های سطحی و عدم صداقت در روابط اشاره دارد.