شمارهٔ ۱ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جمال طبلکی! سگ بهتر از توست
که نشناسد کسی زرق و فنت را
بدی با هر که در عالم کسی هست
که نیکی باد لیکن دشمنت را
ز تیغ پهلوان امید دارم
که بدهد گوشمالی گردنت را
مرا گفتی که از عالم چه دانی؟
چه حاصل طبع و رای روشنت را؟
مرا نادان مخوان زیرا که گر تو
ز من پرسی تبار و برزنت را
از اینجا تا به کوهستان بگویم
که این ساعت که . . . زنت را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر در مورد مقایسه انسان و سگ است. شاعر میگوید که سگ بهتر از کسی است که خود را با زرق و برقها نمیشناسد. او به بدیها و نیکیها اشاره میکند و از زنده بودن امید در دل دارد. شاعر همچنین به نقدی از طرف مقابل اشاره میکند و میگوید که نادان خوانده شدن برایش پذیرفتنی نیست. در نهایت، از فاصلههای دور میگوید و از زنی که در زندگیاش دارد یاد میکند.