شمارهٔ ۶ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای فرشته صفتی کز سر تعظیم و جلال
زیر ران شدست ابلق شام و سحرت
معنی بکر به دور تو چو نی سر بفراشت
از چه از همدمی لفظ خوش چون شکرت؟
بر سر آمد ز جهان ذات تو چون موی و مباد
که برد تا به ابد حادثه مویی ز سرت
بگسلد کفه و شاهین ترازوی فلک
گر بسنجند بدان کفه و شاهین هنرت
ای سکندر صفتی ملک سخن را که ببرد
چشمه حضر حیات ابد از خاک درت
عذر بپذیر ز من بنده که مرغ سخنم
بر سر سدره نشست از مدد بال و پرت
زانکه آورده ام از سردی و ناموزونی
دو سه گونه خورش نامتناسب به برت
آن یکی در خور ریش پدرم و آن دیگر
خایه و آنچه بد اندر شکم او پدرت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و تمجید از شخصیتی بزرگ و فرهیخته میپردازد که به خوبی و جلال خود شناخته شده است. شاعر به خیالپردازی در مورد زیبایی و عظمت این فرد میپردازد و از تأثیر او بر دیگران سخن میگوید. همچنین از احساسات خود به عنوان یک بنده و هنرمند یاد میکند و به نوعی خلاقیت و الهامگیری خود اشاره دارد. او از تعدادی خوراکی نامتناسب یاد میکند که به نوعی نشان از ناهماهنگی و تنوع زندگی و تجربیاتش دارد.