شمارهٔ ۴۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
هر شبی تا به سحر روی به خون میشوید
رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مرا
که رخ از اشک به خون مژه چون میشوید؟
گر نجس بود سخنهاش در آن رقعه رواست
که بدان دست نوشتست که کون میشوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به بیان احساسات و افکار خود پرداخته است. او از شمس یاد میکند که باعث زخم و درد او شده و هر شب تا صبح در حال غصه خوردن و اشک ریختن است. با دیدن یک رقعه (برگه)، به حقیقتی پی میبرد که او را مطمئن میکند. در نهایت، اشاره میکند که ممکن است سخنانش نجس باشد، اما چون با دست دیگری نوشته شده، قابل قبول است. در کل، متن حاکی از عواطف عمیق و درگیریهای روحی شاعر است.