شمارهٔ ۷۶ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای رای رفعیت آسمان را
پیموده و در میان گرفته
خاک قدم تو منزل خویش
بر تاریک آسمان گرفته
بیشی زجهان ازین سبب راست
آوازه تو جهان گرفته
هر لحظه عدوی بد دلت راست
ادبار فلک به جان گرفته
در معرکه چون سوار باشی
نصرت بودت عنان گرفته
چون باده خوری زمانه باشد
از حادثه ها کران گرفته
مدح تو نخواند سنگ خارا
زان گشت چنین زبان گرفته
در عالم علم و فکرت تست
صد ملک به یک زمان گرفته
بر درگه عدل پرورت هست
مرغ ظفر آشیان گرفته
هر شب ز صفای تست گردون
شکل خوش گلستان گرفته
هر روز ز بیم تست خورشید
رنگ رخ ناتوان گرفته
با عدل تو دست ترک طبعان
خوشرویی بوستان گرفته
گر بنده به خدمت تو نامد
ای دست تو رسم کان گرفته
مهر تو همیشه بود در دل
چون عاشق مهربان گرفته
هم شکر تو از زبان نداده
هم مدح تو بر دهان گرفته
تا موسم نوبهار باشد
بستان گل و ارغوان گرفته
تا فصل خزان بود همه شاخ
رنگ زر و زعفران گرفته
بادی به مراد دل نشسته
بر خصم ره امان گرفته
تو خرم و باد رایت تو
بر شاخ ظفر مکان گرفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و ذکر ویژگیهای برجسته شخصی پرداخته که او را به آسمان و برتریهایش تشبیه کرده است. شاعر از حضور این شخص به عنوان منبع نور و امید در دنیا سخن میگوید و بیان میکند که وجود او موجب اعتبار و آوازهای جهانی شده است. در شعر، به قهرمانی و قدرت این شخص در میدان جنگ، زیبایی و شگفتی طبیعت به واسطهی او، و ظلمتهای دوران اشاره شده و در نهایت، عشق و محبت او در دلها را به تصویر میکشد. این اشعار همچنین به ارتباط عمیق شاعر با این شخصیت و تاثیرات مثبت او بر زندگی مردم اشاره دارد.